قلب من نشکستنی بود

خودش اومد خودش هم می ره پنهون میشه از دل
خودش گوشش به زنگ بود و خودش هم میشه غافل
کسی زورش نکرد و هر چه بودش خواستنی بود
خودش آتیش به جون زد، قلب من نشکستنی بود
کسی جرمی نداره تب اگه اومد شبم سوخت
کسی حتی اگه لبهای دلتنگ ِ منو دوخت
تقاص ِ هر چه میدم پای ِ من بوده گناهش
غرورم رقص ِ رعشه ست، دست من ساز ِ تباه ِ ش
نه قسمت بوده نه تقدیر و نه رازی نوشته
خودم بودم خودم خواستم که باشم چشم به راهش

کاوش نوشته‌های هم‌دسته: ترانه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.